ميرزا محمد حيدر دوغلات
242
تاريخ رشيدى ( فارسي )
و در شاش كه به تاشكند مشهور است ، سلطان محمود خان بود . « 1 » تا احوال يونس خان كه پدر سلطان محمود خان است ، مجملا تقرير نيابد ، سخن از ترتيب مىماند زيرا كه در اكثر محل « 2 » آن حكايت ، موقوف عليه افتاده « 3 » است ، « 4 » مجمل آن اين است . « 5 » ذكر خانيت يونس خان و احوال او و تعداد فرزندانش بر سبيل اجمال « 6 » سلطان يونس خان ، سرآمد و فريد « 7 » خانان جغتاى نژاد « 8 » است و در بسيارى از امور پيش از وى در دودمان وى مثل وى نبوده ، از جمله پيش از وى خانان جغتاى نژاد را سنين عمر از چهل نگذشته بلكه اكثر ايشان به چهل نرسيدهاند و اين خان دولتمند هفتاد و چهار سال عمر يافته و در اواخر حيات ، تايب و سالك شده و نسبت ارادت خود را به حضرت ارشاد پناهى ، هدايت دستگاهى ، مقرب حضرت « 9 » إله ، « 10 » ناصر الدين خواجه عبيد اللّه - نوّر اللّه مرقده « 11 » و نوّر ضريحه - « 12 » در اين تاريخ هرجا كه حضرت ايشان مذكور شود ، مقصود حضرت خواجهاند ، درست ساخته بود و ربقه ارادت خود را در سلك خدام آستان ملايك آشيان « 13 » آن حضرت منسلك گردانيده بود و ديگر بسيارى از مشايخ روزگار را دريافته و به صحبت ايشان رسيده بود و ذات خجسته صفات او به انواع فضايل آراسته بود ، چنان كه قرائت قرآن و سواد روان « 14 » و طبع موزون خوش و محاورهء دلكش و دريافت معما و خط و تصوير و بعضى ديگر از حرفهها كه طبع سليم را درافتد ، از ساز « 15 » و اغانى بغاية مضبوط داشته « 16 » و مدت دوازده سال در صحبت مولانا شرف الدين على يزدى بوده و شاگردى ايشان مىكرد و مسافرت و غربت بسيار كشيده ، شرح غربت ( 94 پ ) و سبب اكتساب فضايل و تصرف ايشان در ممالك ، در « تاريخ اصل » مشروح خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و به محاسن اخلاق حميده آراسته و به
--> ( 1 ) . نت : + و . ( 2 ) . نت : محمل . ( 3 ) . نت : افتاد . ( 4 ) . نگ : + فصل دوم . ( 5 ) . نگ : - مجمل . . . است . ( 6 ) . نگ : - بر سبيل اجمال . ( 7 ) . نگ : - و فريد . ( 8 ) . نگ : - نژاد . ( 9 ) . نت : + سلطان . ( 10 ) . نگ : - هدايت . . . حضرت إله . ( 11 ) . نت : در قدوه . ( 12 ) . نگ : - نور الله . . . ضريحه . ( 13 ) . نت : ايشان / نگ : سلك . . . آشيان . ( 14 ) . نگ : - و سواد روان . ( 15 ) . نت : ارسا . ( 16 ) . نگ : - از ساز . . . داشته .